تبلیغات
دلفان امروز - تفاوت های حماسه کرمانشاه و قم
تحلیل "شفاف" و "منصفانه" مسائل روز دلفان

تفاوت های حماسه کرمانشاه و قم

یکشنبه 8 آبان 1390 01:00 ق.ظ

نویسنده : احد شیرزاد

قم و کرمانشاه دو استانی هستند که در ماه مهر سال 89 و 90 دو حماسه را در تاریخ کشور ثبت نموده اند. سال گذشته در چنین ایّامی بود که امام امّت به استان قم سفر کردند و استقبال مردم از مقتدایشان به گونه ای بود که از آن به عنوان "غدیر قم" یاد شد. امّا یکسال گذشت و اینبار نوبت مردم غرب کشور بود تا برگ زرینی را در دفتر انقلاب ثبت کنند و این قرعه به نام "کرمانشاه" افتاد. و اکنون که این سفر پایان یافته، باید گفت که سنگینی آن برای دشمن بیش از آن چیزی است که امروز در "والستریت" شاهدش هستند.

در بررسی مقایسه بین این دو حماسه، در باب شباهت ها باید گفت که مردم هر دو استان، حماسه آفریدند و حرکت آنان، جز یأس و ناامیدی، چیزی برای دشمن در پی نداشت. مردم متدین هر دو استان در دفاع از ولایت فقیه سنگ تمام گذاشتند.

هرچند عده ای با گفتن این جمله که "حماسه قم، چیز دیگری بود"، به استثنایی بودن آن معتقدند، امّا نگاهی اجمالی به آنچه در کرمانشاه اتفاق افتاد نشان خواهد داد که اگر استان قم و مردمش مستحق دریافت نمره 20 هستند، باید نمره ای فراتر از 20 را برای کرمانشاه و مردمانش ثبت نمود، حتی اگر آغاز این حماسه 20 مهر بوده باشد.

حماسه ای که دیار کرمانشاهان در مهر 90 خلق کرد ابعادی دارد که برای همیشه در تاریخ خواهد ماند و از جهاتی باید آن را در تاریخ گذشته و آینده کشور بی نظیر شمرد. این مسئله ابعاد گوناگونی دارد که در ادامه به دو نکته از آنها اشاره می شود.

1- قم را خواستگاه انقلاب نامیده اند و پس از مشهد مقدس، مذهبی ترین شهر ایران نام دارد ، وجود حوزه های علمیه متعدد، علما و مراجع تقلید، ویژگی خاصی به این استان بخشیده. و آنچه مردم این استان در استقبال از رهبرشان به نمایش گذاشتند، دقیقاً همان چیزی بود که از این شهر با پتانسیل بالای معنوی آن انتظار می رفت. امّا استان کرمانشاه شرایط ویژه ای دارد. آنجا، برخلاف قم، همه مردم پیرو یک مذهب مشترک نیستند؛ چند شهر این استان را اهل تسنن و چند شهر دیگر را اهل تشیع تشکیل می دهند و نیزاز ویژگی های منحصر بفرد قم( همانند کانون حوزه های علمیه بودن) برخوردار نیست. با این شرایط، آنچه توسط مردم مؤمن کرمانشاه رقم خورد، به نوعی متفاوت بود از آن چیزی که در "قم" رقم خورد.

2- میزان "دشمن شکنی" این دو حماسه نیز متفاوت است. هرچند قبل از سفر رهبر انقلاب به قم، رسانه های استکبار به تکاپو افتادند و انواع شایعه پراکنی ها را در دستور خود قرار دادند، امّا آنها برای نادیده گرفتن این حماسه، بهانه هایی را برای خود می تراشیدند. بهانه هایی به دلیل همان ویژگی هایی که در فوق برای قم ذکر شد. شاید دشمنان نظام برای اینکه حماسه مردم قم را به روی خود نیاورند و برای آنکه آن را طبیعی جلوه دهند می گفتند که "جز این انتظاری از قم نباید داشت" و آنجا پایگاه روحانیت است و چه و چه . شاید آن روز می گفتند که باید رهبر ایران به شهری که از ویژگی های قم برخوردار نباشد مانند کرمانشاه سفر کند و آنموقع دید که مردم ایران چقدر رهبرشان را می خواهند. آنها همچنین شاید در توهمات خودشان، دلایلی از این دست داشتند که مثلاً قم یکی از شهر های حکومتی و نزدیک به مرکز کشوراست و هزاران دلیل خودساخته دیگر تا بهتر چشمانشان را بر روی واقعیات ببندند. با این اوصاف، به راستی دشمنان کوته فکر ما، در مورد آنچه در کرمانشاه رخ داد چه دلیلی می توانند داشته باشند؟ آیا در این مورد، حتی یکی دلیل- تأکید می شود حتی یک دلیل- برای کمرنگ جلوه دادن این حادثه عظیم، می توانند ببافند؟ آیا حتی دلیلی که به ادامه حیاتشان کمک کند را می توانند بتراشند؟! آنها شاید در محاسبات خودشان- که هیچوقت هم واقع بینانه و درست نبوده- حساب ویژه ای روی کرمانشاه باز کرده بودند و شرایط جغرافیایی و همچنین وجود تنوع مذهب در این منطقه، آنان را دلخوش به این مسئله کرده بود، امّا همه نقشه هایشان نقش بر آب شد و آنچه کرمانشاهیان اعم از شیعه و سنی آفریدند موجب شد که دشمن به معنای واقعی کلمه دچار "سکته" شود.

 به راستی اگر مردم کرمانشاه در پذیرایی از رهبرشان، اندکی کم گذاشته بودند، امروز دشمنان ما، مدعی  نبودند که جمهوری اسلامی ایران به سراشیبی سقوط! نزدیک شده است؟! و آیا امروز در حال تعیین تکلیف برای نظام ما نبودند که مثلاً "حاکمان جمهوری اسلامی باید فاصله شان را با مردمشان کم کنند"؟!

 آنها که با در اختیارداشتن غول های رسانه ای جهان، از "کاه" " کوه" می سازند، چگونه است که در حین سفر و پس از آن، در سکوت مطلق فرو رفته اند و سر خود را زیر برف فرو برده اند؟

 اینجاست که باید اندکی در عمق حماسه ای که در استان کرمانشاه خلق شد اندیشید.حماسه ای که فقط مربوط به روز نخست سفر و استقبال عمومی نبود، بلکه هرروز جلوه های بی بدیلی از این شور و عشق در مردم همه استان به تصویر کشیده می شد. تصاویری که از جوانان کرمانشاهی با هر نوع ظاهر و سلیقه و گرایش و مسلک در رسانه ها به ثبت رسیده، درس عبرتی است برای جهانیان تا بدانند که سیستم حکومتی مبتنی بر"ولایت فقیه" با دل انسانها و فطرت های پاک چه می کند.

آیا دشمن هرگز فکرش را می کرد که مردم شهرستان پاوه، شب قبل از حضور رهبرشان در این شهر، به خیابان ها بیایند و جشن و پایکوبی راه بیاندازند؟!

بدون اغراق باید گفت که مردم کرمانشاه، آنچنان میخی را در تابوت دشمنان جمهوری اسلامی فرو بردند که برای همیشه در تاریخ می ماند.

آری، سال 90 را باید به نام مردم کرمانشاه ثبت نمود و مردم کشور باید در برابر مردم این استان سر تعظیم فرود آورند.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -