تبلیغات
دلفان امروز - "پست"ی پرحاشیه و جنجالی به نام "معاونت فرماندار"
تحلیل "شفاف" و "منصفانه" مسائل روز دلفان

"پست"ی پرحاشیه و جنجالی به نام "معاونت فرماندار"

سه شنبه 17 آبان 1390 02:41 ق.ظ

نویسنده : احد شیرزاد

کریمی رفت... کریمی آمد!

یکی از پست های سیاسی پرجنجال و در نوع خود جالب در شهر نورآباد ظرف سالیان اخیر، پست "معاونت فرماندار" بوده است.

در زمان فرمانداری "مرتضی ولی پور"، حجت الله نصیری پور- فرماندار فعلی- این سمت پرجنجال را برعهده داشت و همگان به وضوح می دیدند که این سمت به جایگاهی صوری و تشریفاتی تبدیل شده بود. جناب ولی پور، بهای خاصی به معاون خود نمی داد و آقای معاون هم در اتاق محلّ کارش بیشتر اوقات را مشغول خواندن قرآن بود و بس!

در آن روزگار، آرزوی "حزب الله نورآباد"- این بود که

معاون، جای رئیس را بگیرد و روزی را ببینند که "حجت الله نصیری پور" به سمت فرمانداری نورآباد برسد. با اینکه او نیز مانند خیلی های دیگر، "غیربومی" محسوب می شد؛ امّا به واسطه جایگاه خوبی که در بین طیف مذهبی شهر بدست آورده بود، بهترین گزینه ممکن برای این پست محسوب می شد.

 دیری نپایید که همین گونه هم شد و از قضا، حجت الله نصیری پور فرماندار دلفان شد. و برای معدود دفعات و یا شاید بتوان گفت برای نخستین باری بود که تصمیم "نماینده مردم در مجلس" مورد پسند طیف مذهبی و حزب اللهی شهر بود.

جنجال آفرینی پست معاونت فرماندار تمامی نداشت و در دوران فرماندار جدید هم ادامه یافت و به نوعی، جنجال برانگیزتر از قبل نیز شد.

در اوایل فرمانداری نصیری پور، بحث اینکه چه کسی معاون فرماندار می شود، داغ داغ بود. محمّدعلی کریمی؛ کاندیدای دور سوم شورای شهر و از پرسنل آموزش و پرورش نخستین گزینه ای بود که در آن ایّام، انتخابش به عنوان معاون فرماندار قطعی دانسته می شد. او گزینه طیف حامی نماینده نیز بود؛ امّا فرماندار با این امر مخالف بود. او از یک طرف مایل به این انتخاب نبود، و از طرفی دیگر، تمایل- بخوانید توان- برای مخالفت با گزینه "نماینده" را نداشت.به هرشکل پس از مدتی و به دلایلی که برای نگارنده روشن نیست، این گزینه منتفی شد. ناگفته نماند که حزب الله شهر نیز که سابقه مشخص و درخشانی از کریمی در دفاع از آرمانها و انقلاب نمی دیدند، با این انتصاب مخالف بودند،آنها حتی گزینه های مورد نظر خود را به فرماندار ارائه دادند،امّا او با نپذیرفتن آنها، اولین مخالفت خود با طیف حزب الله را عملی ساخت. به تدریج آنها متوجه این مسئله شدند که فرماندار مورد علاقه آنها صرفاً سخنان آنها را می شنود و دیگر هیچ!

جالب اینکه، گزینه خود فرماندار برای پست معاونت شخص دیگری بود. کسی که حتی عده ای می گفتند آرزوی نصیرپور این بوده که با او کار کند امّا مگر قرار بود هرکسی را که او بخواهد، بتواندبه عنوان همکار خود برگزیند؟!

سید کریم مرادی؛ رئیس بی حاشیه هلال احمر فرد مورد علاقه آقای نصیر پور بود؛ امّا همانگونه که اشاره شد، فرماندار موفق به این انتصاب نشد.

 گمانه زنی ها بالا گرفته بود و در این میان اسامی مختلفی برای این پست دهان به دهان می چرخید. در آن ایّام، فرماندار باانگیزه و پرتلاش، همه کارها را خودش انجام می داد و همه منتظر بودند تا شخصی در کنار او قرار گیرد که بتواند باری از دوش وی بر دارد.

بالاخره پس از کش و قوس های فراوان، قرعه فال به نام "نصرالله کریمی" افتاد و وی از اتاق "حراست آموزش و پرورش" راهی اتاق "معاونت فرمانداری" شد. هرچند تعدادی از جوانان یکی از مساجد که به تعداد انگشت های یک دست هم نمی رسیدند برای وی پلاکارد و پیام تبریک نصب نمودند؛ امّا او نیز به هیچ وجه گزینه "حزب الله" نبود و آنها به هیچ وجه با این جابجایی موافق نبودند.

عده ای در تحلیل این انتصاب اینگونه اظهار می داشتند که "کریمی" آدم کارهای اجرایی نبوده و بیشتر برای پست هایی نظیر آنچه قبلاً تجربه اش را داشته، مفید است و این انتصاب با اهداف خاصی صورت گرفته.

 درهر صورت این اتفاق برای رئیس سابق حراست آموزش و پرورش اتفاقی شیرین بود؛ امّا این شیرینی شاید یکهفته هم طول نکشید! و معاون جدید خیلی زود فهمید که سرنوشت معاون قبلی- که حالا خود فرماندار شده- در انتظار اوست.آری قرار بود باز هم پست معاونت فرمانداری، پستی تشریفاتی باشد. اینجا بود که افکار عمومی کم کم به این نتیجه رسید که فرماندار مورد علاقه حزب الله، مورد آماج "تحمیل گری ها" قرار گرفته و او به هر تقدیر، به آنها تن می دهد. هرچه از زمان این انتصاب- بخوانید تحمیلگری- می گذشت به وضوح روشن می شد که حجت الله نصیری پور با معاونش کاری می کند که حتی مرتضی ولیپور با خود او نکرده بود و کاملاً مشخص بود که وی به هیچ وجه حاضر به کار کردن با نصرالله کریمی نبود. در این بین سؤالی که در اذهان وجود داشت این بود که اولاً با توجه به شناختی که نصیری پور ظرف این سالیان از اشخاص سیاسی شهر به دست آورده بود چگونه به معاونت کسی تن می دهد که به هیچ وجه مورد قبولش نیست و ثانیاً اکنون که به این عمل تن داده، چرا نه او را به کار می گیرد و نه برکنار؟ راستی آیا حقوقی که آقای کریمی بابت این پست دریافت می کرد از بیت المال بود یا از جیب آقای فرماندار؟

همه اینها گذشت و اوج این اختلاف و نارضایتی زمانی به اوج رسید و علنی شد که ساختمان جدید و قرمزرنگ فرمانداری دلفان افتتاح شد و آنگونه که شنیده شد، معاون فرماندار اجازه ورود به محلّ کار جدیدش را نداشت،به گونه ای که آقای فرماندار حاضر نبود کلید اتاق معاون را به او بدهد! و در نهایت معاون فرماندار  با پادرمیانی فردی دیگر، کلید اتاقش را از دست فرماندار دریافت کرده بود تا بیش از این پشت درب اتاق جدیدش معطل نماند!

همه این روزهای پرفراز و نشیب برای نصرالله کریمی سپری شد تا اینکه چند روز پیش فرماندار تصمیم گرفت مثال معروف " مرگ یکبار، شیون یکبار" را تحقق بخشد و رسماً او را برکنار کند تا در آستانه انتخابات مجلس نهم، این پست خالی بماند. امّا این همه ماجرا یا پایان ماجرا نبود و این برکناری فقط چند روز بیش طول نکشید و اتفاق جالب دیگری که رخ داد این بود که نصرالله کریمی که ظاهراً از حمایت نماینده بهره می برد مجدداً به محلّ کارش برگشت و باز هم تکرار تحمیل به "فرماندار"ی که حالا دیگر نه با مساجد ارتباط خاصی دارد و نه آنها تمایلی به ارتباط با او دارند.

گفتنی است سال گذشته عده ای از جوانان مساجد در دیداری که با وی داشته بودند به صراحت از این تحمیل گری ها انتقاد کرده بودند و حتی، استعفا در چنین شرایطی را راه حل مناسبی برای وی خوانده بودند که البته با واکنش تند وی روبرو شده بودند و این مطالب را نوعی توهین به خود دانسته بود. اکنون شاید بیش از هر زمان دیگری روشن شده باشد که ادعای یکسال پیش این افراد چندان هم خلاف واقع نبوده و امروز علناً نمونه های این تحمیلگری ها را مشاهده می کنیم.

در هر صورت باید به انتظار نشست و دید که  چه سرنوشتی در انتظار پست جنجالی معاونت فرماندار و حتی خود فرمانداراست.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 27 آبان 1390 12:35 ق.ظ