تبلیغات
دلفان امروز - چند سؤال از علی آل کاظمی
تحلیل "شفاف" و "منصفانه" مسائل روز دلفان

چند سؤال از علی آل کاظمی

سه شنبه 24 آبان 1390 10:53 ق.ظ

نویسنده : احد شیرزاد



شیخ علی آل کاظمی؛ عنوان اولین نماینده سلسله و دلفان در مجلس شورای اسلامی را در کارنامه سیاسی خود دارد. بیش از سی سال است که وی به همراه آقای محمّدی همواره برای رفتن به مجلس رقابت کرده اند. در این رقابت آقای کاظمی کم فروغ تر از رقیب خود بوده به نحوی که سهم این هشت دوره رقابت، فقط دوبار برای آقای کاظمی و چهار بار برای رقیب وی بوده است. دو دوره دیگر هم از دست آنها در رفته است!

در هر صورت، این روزها وی باز هم آهنگ حضور در این رقابت سنتی را کرده. رقابتی که همه از آن خسته شده اند الا دو طرف رقابت.

از آنجایی که به نظر می رسد حضور مجددآقای کاظمی در این عرصه هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد چند سؤال از وی پرسیده می شود که امید است به طور شفاف و واضح به آنها پاسخ دهند :

1- آقای کاظمی در همه این دوره ها با تمام قوا به میدان آمده و خود را در معرض رأی مردم قرار گذاشته و هر دوره هم خود را پیروز انتخابات دانسته. پس از پایان انتخابات، هنگامی که نتیجه انتخابات به نفع وی تمام نشده، به صراحت اعلام تقلب کرده و مدعی شده که برای ادعای خود مدرک و سند هم در اختیار دارد. در مرحله بعدی پیگیر اعتراضات خود شده و طبیعتاً مدارک خود را نیز ارائه داده که معمولاً هم اعتراض های وی سودی در بر نداشته و پرونده انتخابات در آن دوره بسته شده.

 به جرأت می توان گفت که این روال، رفتار معمول آقای کاظمی در همه ادواری بوده که نتیجه انتخابات به نفع وی تمام نشده است. این ادعای تقلب فقط به دوره هایی محدود نشده که رقیب دیرینه اش برنده انتخابات بوده، حتی در دوره هفتم که مردم الشتر و کاندیداهای این شهر ائتلاف کردند و محمودرضا حسنوند پیروز میدان شد، وی ادعا کرد که نتیجه انتخابات به نفع وی بوده و مسئولین اجرایی انتخابات در نورآباد که از پیروزی وی مطمئن بوده اند، تعداد چندهزار از تعرفه های باقی مانده را به الشتر فرستاده تا مردم آنجا آنها را به نام محمودرضا حسنوند بنویسند تا از این طریق از پیروزی وی جلوگیری شده باشد.

اوج این اعتراضات و ادعاها زمانی بود که نتیجه انتخابات در دور هشتم به سود رقیب آقای کاظمی اعلام شد و وی در سخنرانی عمومی پس از انتخابات و در حالی که رقیبش بر صندلی سبز بهارستان تکیه زده بود، رسماً از مردم خواست که عازم تهران شوند و با تجمع مقابل شورای نگهبان به شکل محترمانه از فقهای شورای نگهبان بخواهند که عدالت را نسبت به انتخابات سلسله و دلفان رعایت کنند. وی حتی پیشنهاد شعارهای روی پلاکارد را هم داد : فقهای شورای نگهبان عدالت، عدالت.

آن چه شرح داده شد، رفتاری  بوده که به شکل معمول حداقل در دوره های اخیر از سوی آقای کاظمی سر داده است؛ یعنی اولاً : حضور در انتخابات با تمام قوا. دوماً: ادعای پیروزی قاطع در آن دوره، سوماً: ادعای قطعی بودن تقلب در انتخاباتی که نتیجه اش به نفع وی نبوده. سپس وی درسکوتی چند ساله فرو رفته و تقریباً یکسال قبل از انتخابات خود را باز هم برای ورود به عرصه انتخابات آماده کرده و باز هم روز از نو و باز هم همان داستانی که شرح داده شد.

سؤال واضح و مشخص و البته مهمّ این است که : آقای کاظمی که معتقد است در انتخابات ها به نفع رقیب سنتی اش تقلب می شود و به هر شکلی که شده جلو راه یافتن وی به مجلس گرفته می شود، چرا باز هم برای این عرصه کاندید می شوند؟ حضور وی یعنی : پذیرفتن سازوکار قانونی انتخابات و قبول داشتن مجریان انتخابات. پس دیگر ادعای تقلب برای چیست؟ چرا در دو دوری که وی پیروز عرصه شد، ادعای تقلب نکرد؟ آقای کاظمی که می داند مجریان همان مجریان هستند و رقیب همان رقیب است، پس چگونه باز هم دارند خود را برای ورود به این عرصه آماده می کنند؟ آیا آقای کاظمی خسته نشده از بس که این چرخه تکراری را تکرار کرده؟ آیا حضور با تمام قوا در انتخابات به معنای پذیرش سازوکار انتخابات و سلامت مجریان آن نیست؟! اگر نیست- که معمولاً وی چنین ادعایی دارند- پس چرا مجدداً کاندید می شوند؟

 آقای کاظمی، هر عقل سلیمی حکم می کند که چنانچه شما معتقدید در آرای شما دست برده می شود و مجریان انتخابات مانع ورود شما به مجلس می شوند، دیگر وارد این عرصه نشوید و اگر هم به این امر معتقد نیستند، پس چرا بلافاصله پس از هر انتخابات به صراحت مدعی تقلب در آن دوره می شوید؟ شما که داوران مسابقه را قبول ندارید، پس چرا پای به میدان مسابقه می نهید؟

اهمیّت پاسخ به این سؤالات زمانی دوچندان می شود که بدانیم "تقلب" مورد ادعای وی، یک تقلب معمول و اتفاقی نیست؛ بلکه وی معتقد است که به شکل سازماندهی شده و از پیش برنامه ریزی شده از سوی مجریان انتخابات برای رقیبش تقلب می شود. راستی نکند آقای کاظمی خودش هم به این ادعا اعتقادی ندارد و آن را یک نوع تاکتیک می داند؟

آقای کاظمی آیا یادتان می آید قبل از برگزاری انتخابات مجلس هشتم به صراحت گفتید که: این دوره اوضاع فرق می کند و همه نوع تدبیری اندیشیده شده است و احتمال تقلب را ناممکن می دانستید و از پیروزی قاطعانه حرف می زدید؟

و نیزآیا یادتان می آید که بعد از همان انتخابات باز هم ادعای تقلب کردید و البته این بار شدیدتر این ادعا را مطرح کردید و حتی طرفدارانتان را رسماً دعوت به تجمع مقابل شورای نگهبان تهران کردید؟

جناب آل کاظمی یادتان رفته در همان سخنرانی به صراحت گفتید : فقهای شورای نگهبان که از آنها هم اسم بردید(احتمالاً آیات جنتی و مؤمن) آخرت خود را به خاطر دنیای دیگران نمی سوزانند و حتماً به عدالت رفتار خواهند کرد؟

آیا آمده اید تا نتیجه انتخابات هرچه شد آن را بپذیرید یا باز هم برای ادعای تقلب آمده اید؟

ذکر این نکته الزامی است که دغدغه نگارنده در این مطلب به هیچ وجه این نیست که چرا آقای کاظمی ادعای تقلب می کنند و یا اینکه اصلاً تقلبی صورت گرفته یا نه، و اینکه کلاً قصد دفاع و یا انتقاد از مجریان انتخابات وجود ندارد؛ بلکه دغدغه(یا یکی از دغدغه ها) این است که:

حضور قاطعانه در انتخابات و اذعان به سلامت آن و اطمینان از برنده بودن، چگونه با ادعای تقلب پس از انتخابات جور در می آید؟

2- حضور سی ساله آقایان کاظمی و محمّدی در فضای سیاسی شهر موجب یکنواختی این فضا و دامن زدن به قبیله گرایی و دودستگی در بین مردم شده و می شود. آیا آقای کاظمی به این نتیجه نرسیده اند که وقت آن رسیده خون تازه ای در رگ های نیمه جان دلفان جریان یابد؟ آیا از آغاز انقلاب تا کنون، جامعه دلفان و همچنین سلسله، انسان های دیگری که لیاقت نمایندگی مردم را داشته باشند به خود ندیده؟

آقای کاظمی حتماً یادتان می آید در انتخابات دور قبلی گفتید: اگر فردی بهتر از بنده وجود داشت در انتخابات شکرت نمی کردم.

به راستی؛ آیا شما تا کنون هیچ کاندیدایی را بهتر و لایق تر از خود ندیده اید؟

اگر آقای کاظمی برای خدمت به مردم وارد عرصه می شوند،اولاً : چگونه است که فقط در ایّام انتخابات در شهر حضور دارند؟ ثانیاً : مگر خدمت به شهر و جامعه فقط از طریق حضور در انتخابات حاصل می شود؟ آیا "عدم ورود به انتخابات"،خود نمی تواند خدمتی به مردم باشد؟ به راستی، آیا در شرایط کنونی جامعه سلسله و دلفان، عدم ورود آقایان کاظمی و محمّدی به عرصه انتخابات، خود خدمتی به مردم محسوب نمی شود؟!

جناب کاظمی، آیا پس از سی سال حضور پرتنش و جنجال آفرین در عرصه انتخابات و تحمیل انواع هزینه ها به مردم، احساس نمی کنید چندسالی را هم باید با خدای خودتان خلوت کنید و یا به همان نگارش کتاب مشغول شوید؟ آیا برای پایان دادن به باندبازی، دودستگی و اختلاف افکنی میان مردم هم که شده نمی ارزد سوت پایان این رقابت مشمئزکننده را به صدا درآورید؟

3- نمایندگی مجلس فقط در تکیه دادن به صندلی های مجلس و ایراد نطق منحصر نمی شود و دوندگی، حضور میان مردم مخصوصاً لمس کردن مسائل و مشکلات بیش از700 روستای سلسله و دلفان و نیز نشستن پای صحبت مستضعفین و محرومین نیز جزو آن است. با این اوصاف، آیا آقای کاظمی از لحاظ شرایط جسمی و روحی، خود را دارای این ویژگی ها می بینند؟ و نیز آیا آنها را در هیچ کدام از کاندیداهای فعلی نمی بینند؟

دیگر وارد حیطه های دیگر نمایندگی و مسئولیت از جمله عدالت، شایسته سالاری، پرهیز از باندبازی، کارآمدی و... نمی شویم که همه اینها ماجراهای مفصل و غم انگیز خود را دارند و در این مجال نمی گنجد.

4- کارنامه وی در مسائل کلان سیاسی کشور نیز با علامت سؤال هایی مواجه است. حمایت از شخصیت هایی چون مهاجرانی، کروبی و خاتمی که همگی در خدمت غرب هستند، چگونه برای ایشان توجیه پذیر است؟ حال آیا اکنون که دست همه آنها برای مردم رو شده و خیانت هایشان آشکارشده، آقای کاظمی بصیرت پیدا کرده اند و می خواهند نقش عمّار را در مجلس نهم بازی کنند؟ راستی، آیا جناب کاظمی در فتنه 88 ندایی از خود سر دادند؟ و آیا بر علیه یار دیرینه اش که از قضا تبدیل به یکی از سران فتنه شد و شیخ بی سواد لقب گرفت، کلامی بر زبان آورد و دستی به قلم برد؟

جدای از این وی همچنین نشان داده که در عرصه سیاسی اهل شفاف بودن نیست و بعضاً حتی علاقه مندی های سیاسی خود را کتمان می کند. مثلاً در انتخابات دوره قبل در پاسخ به سؤالی که شما چپ(اصلاح طلب) محسوب می شوید یا راست(اصولگرا) ؟ پاسخ داد: هیچ کدام! و حتی به صراحت گفت که در هیچ لیست انتخاباتی جای نمی گیرد؛ امّا چند هفته بعد، همه نام او را در لیست حزب اعتمادملّی دیدند. راستی چگونه است که پس از سی سال حضور فعّال در عرصه سیاسی، بخش عظیمی از مردم هنوز تفکرات ایشان را نسبت به "ولایت فقیه" به طور شفاف نمی دانند؟ آیا همه اینها یک سوء تفاهم بزرگ است؟!

5- حضرت حجت الاسلام، شما فرزند همان مردی هستید که در یک کلمه "مرد" بود و دلفان و دلفانی برای همیشه تاریخ به او افتخار خواهند کرد و به خودشان می بالند که در شهری زندگی می کنند که زادگاه شیخ فرج الله کاظمی(ره) است. ای کاش چندسالی را هم صرف زنده نگه داشتن نام آن بزرگوار کنید. آیا شایسته آن عالم بزرگوار است که ویژه نامه های پاسداشت مقام ایشان را فقط هرچهار سال یکبار و آنهم در موسم تبلیغات انتخابات مجلس و آنهم در لابه لای پوسترهای تبلیغاتیتان توزیع می کنید؟

هم ما می دانیم و هم شما نیک می دانید که بخش اعظم آرائی که تاکنون کسب کرده اید مرهون نام نیک آن بزرگوار است پس به خاطر وی نیز که شده دیگر وارد این رقابت نشوید.

آقای کاظمی، حضور شما(و نیز رقیب دیرینه تان) در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و کاندیداتوری از حوزه سلسله و دلفان، هیچ توجیهی ندارد، حتی یک توجیه! اگر اینگونه فکر نمی کنید و مثلاً داشتن چندهزار آرای ثابت و مقبولیت را از توجیهات خود می دانید، به صراحت اعلام کنید تا در مطالب بعدی با دلیل و برهان، بطلان آنها ثابت شود.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 آبان 1390 01:57 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30